ماهنامه خط صلح – طلاق در جامعهی ایران، دیگر نه پدیدهای حاشیهای یا صرفاً فردی، که مسئلهای اجتماعی، حقوقی و اقتصادی است؛ مسئلهای که بازتابدهندهی تحولات عمیق در ساختار خانواده، مناسبات جنسیتی و شرایط معیشتی جامعه بهشمار میرود. افزایش آمار جدایی، بهویژه طلاقهای توافقی، تغییر سن طلاق و همزمانی این روند با اصلاحات قانونی حوزهی مهریه، ضرورت بازخوانی این پدیده را دوچندان ساخته است. نوشتار پیش رو با نگاهی حقوقی و در بستری تحلیلی و ژورنالیستی، بر آن است تا تغییر الگوی طلاق در ایران را واکاوی کند، تغییری که صرفاً برآمده از تحولات فرهنگی و رشد آگاهی حقوقی زنان نیست، بلکه رد پای بحرانهای اقتصادی مزمن و نابرابریهای ساختاری در حقوق خانواده نیز بهطور مستقیم در آن هویدا است.
شکست، ننگ اجتماعی و فروپاشی اخلاقی پیوند خورده بود. بهویژه زنان که متحمل هزینههای اجتماعی سنگینی برای جدایی میشدند، اغلب ماندن در روابط آسیبزا را ترجیح میدادند، اما در سالهای اخیر این وضعیت بهتدریج دستخوش تغییر شده است. ارتقای سطح تحصیلات زنان، گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی و نیز برجستهشدن تجربههای زیستهی زنان، سبب شده است تا طلاق بیش از آنکه تابو باشد، راهکاری ممکن در مواجهه با بنبستهای جدی زندگی مشترک تلقی شود. این قبحزدایی نه تنها در کلانشهرها، بلکه در بسیاری از شهرهای کوچک نیز قابل مشاهده است. یکی از مهمترین عوامل این تغییر الگو، رشد آگاهی حقوقی زنان نسبت به حقوق خود در فرآیند ازدواج و جدایی است. دسترسی گسترده به اطلاعات حقوقی، بازنشر تجربیات در فضای مجازی و کنشگری وکلا و فعالان حقوق زنان در عرصهی عمومی، باعث شده تا بسیاری از زنان، دیگر طلاق را تصمیمی ناآگاهانه یا احساسی ندانند. زنان امروز، بیش از گذشته با مفاهیمی چون مهریه، نفقه، عسر و حرج، حضانت و پیامدهای مالی جدایی آشنایی دارند. این شناخت، بر قدرت چانهزنی آنان افزوده و آنان را بدین سو سوق داده است که در بسیاری موارد، طلاق توافقی را بهعنوان مسیری کمتنشتر انتخاب کنند.
تغییر سن طلاق و گسترش طلاقهای توافقی
بحران اقتصادی و تغییر عوامل اختلاف
چالشهای مهریه و ناکارآمدی اصلاحات جزیرهای
ضرورت گذار از نگاه مالکیتمحور به عدالت ترمیمی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر